تبلیغات
مروارید زیبا - داستان طلبه جوان
 
مروارید زیبا
امام علی (ع) : هر کس خود را بشناسد خدا را شناخته است.
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مرتضی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد وبلاگ و مطالبش چیه؟






پنجشنبه 24 شهریور 1390

 

سلام انتظار دارم دوستانی که از وبلاگ دیدن می کنن نظرات خودشون

رو بنویسن.

امروز یه داستان قشنگ در مورد یه طلبه جوان رو که قبلا شنیده بودم براتون

گذاشتم امیدوارم قشنگ باشه.

روزی طلبه جوانی از کوچه ای می گذشت سگ مادری را دید که بیمار و

ضعیف است و توانایی شیر دادن به توله های کوچک خود را ندارد وتوله هایش

بسیار گرسنه هستند.با دیدن این صحنه طلبه جوان بسیار ناراحت شد و به

اتاق خود رفت یکی از کتابهای خود را برداشت و رفت و آن کتاب را فروخت

 و با پول آن برای سگ غذایی تهیه کرد و به سگ داد تا توانایی شیر دادن

به توله هایش را به دست بیاورد.

شب وقتی طلبه جوان خواب بود در خواب دید که در بهشت برای او قصری

می سازند و این پاداشی بود که خدای بزرگ برای کار خیر و انسانیت او قرار

داد.

 

عکس از: سایت تبیان

 





نوع مطلب : داستان ها و حکایت ها، 
برچسب ها : داستان زیبای طلبه جوان حکایت طلبه طلبه و کمک به سگ کمک به حیوان بیمار توله سگ های گرسنه داستان طلبه و توله سگ های گرسنه سگ مریض پاداش عمل داستان پاداش کار نیک نتیجه عمل درست طلبه کمک کردن،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 17 و 00 دقیقه و 43 ثانیه
You made some decent points there. I checked on the internet for
more information about the issue and found most individuals will go
along with your views on this web site.
شنبه 10 تیر 1396 ساعت 02 و 25 دقیقه و 50 ثانیه
Appreciation to my father who informed me about this webpage, this web
site is really amazing.
پنجشنبه 24 شهریور 1390 ساعت 21 و 29 دقیقه و 17 ثانیه
سلام
مطلب خوبی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





 
 
بالای صفحه