تبلیغات
مروارید زیبا - داستان زیبای غزالی
 
مروارید زیبا
امام علی (ع) : هر کس خود را بشناسد خدا را شناخته است.
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مرتضی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد وبلاگ و مطالبش چیه؟






جمعه 22 مرداد 1389

غزالی در راه بازگشت از گرگان به طوس دچار راهزنان شد و هر چه

داشت به غارت رفت.

غزالی از اینکه کیسه نوشته هایش را دزدان ربودند سخت ملول شد

و به دنبال دزدان می دوید تا

مگر نوشته هایش را از ایشان بگیرد.

بزرگ دزدان بر او نهیب زد که: بازگرد وگرنه کشته خواهی شد.غزالی

نالید و وی را سوگند داد تا نوشته هایش را پس بدهد.

دزد پرسید این نوشته ها چیست؟ غزالی گفت مجموعه علوم

مکتوبی است که برای نوشتن آنها سه سال رنج کشیده ام.

بزرگ راهزنان بر او خندید و گفت: چگونه دعوی دانستن چیزی می

کنی که چون از تو ربودم بی علم گشتی؟آنگاه کیسه را از بالای

اسب به جانب وی افکند و گفت: دانشت را بردار و برو!

از آن پس غزالی هر نکته ای می آموخت در خزانه خاطر می سپرد.

منبع: مجله کتاب جدول

 





نوع مطلب : داستان ها و حکایت ها، 
برچسب ها : داستان قشنگ غزالی داستان دانشمند ایرانی غزالی دانشمند داستان آموزنده آموزنده غزالی،
لینک های مرتبط :
شنبه 13 آبان 1396 ساعت 18 و 32 دقیقه و 22 ثانیه
HEYA برای بار اولیه اینجا هستم. من این هیئت را پیدا کردم و من در یافتن آن واقعا
مفید است و به من کمک زیادی کرد من امیدوارم چیزی را پشت سر بگذارم و به دیگران کمک کنم چون شما به من کمک کردید.
دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت 20 و 54 دقیقه و 30 ثانیه
It's really very complicated in this full
of activity life to listen news on TV, thus I only use the web for that reason, and take the newest information.
پنجشنبه 31 فروردین 1396 ساعت 10 و 15 دقیقه و 54 ثانیه
Greetings! Very useful advice in this particular article!
It's the little changes which will make the largest changes.
Many thanks for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





 
 
بالای صفحه