تبلیغات
مروارید زیبا - داستانی در مورد ارزش علم
 
مروارید زیبا
امام علی (ع) : هر کس خود را بشناسد خدا را شناخته است.
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مرتضی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد وبلاگ و مطالبش چیه؟






پنجشنبه 11 شهریور 1389

ابن هیثم از دانشمندان قرن چهارم هجری است که در هندسه و

ریاضی تخصص داشت و شاگردان زیادی هم داشت.روزی یکی از

امرای سمنان تصمیم گرفت که نزد ابن هیثم برود و از معلومات او

استفاده کند.وقتی که به ابن هیثم گفت که علاقه مند است از او

درس بیاموزدابن هیثم گفت که باید ماهیانه صد دینار طلا بپردازی تا

حکمت و فلسفه به تو بیاموزم. مرد با آنکه از پول پرستی ابن هیثم

متعجب شده بود میزان شهریه را پذیرفت و آن را ماهیانه پرداخت و

شاگردی ابن هیثم را می کرد. وقتی شاگرد به مرحله ای رسید که

دیگر از مقام شاگردی در آمد برای رخصت گرفتن پیش ابن هیثم رفت

ابن هیثم تمام شهریه ای را که او تا به آن روز پرداخت کرده بود به او

برگرداند و چیزی از آن برای خود بر نداشت و به شاگردش گفت: من

نیازی به پول ندارم و فقط می خواستم به این وسیله شوق تو را

برای علم آموزی آزمایش کنم و وقتی دیدم که مقابل علم مال در نظر

تو ارزش ندارد من هم نسبت به آموزش تو رغبت نشان دادم و تو را

پذیرفتم.

منبع: مجله موفقیت





نوع مطلب : داستان ها و حکایت ها، 
برچسب ها : داستان ارزش علم داستان زیبای ابن هیثم ابن هیثم و ارزش علم و دانش داستان قشنگ ابن هیثم حکایت ابن هیثم حکایت در مورد ارزش علم،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت 20 و 53 دقیقه و 32 ثانیه
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement
account it. Glance advanced to far introduced agreeable from you!
However, how can we keep in touch?
سه شنبه 13 تیر 1396 ساعت 09 و 37 دقیقه و 37 ثانیه
Very soon this web site will be famous amid all blogging and site-building visitors,
due to it's nice content
سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 ساعت 09 و 24 دقیقه و 35 ثانیه
سلام عالی بود ممنون از لطفتون
مرتضی سلام خواهش می کنم
جمعه 1 اردیبهشت 1396 ساعت 19 و 17 دقیقه و 49 ثانیه
داستان زیبایی بود لطفا بازم از این داستان ها بزارید
پنجشنبه 10 فروردین 1396 ساعت 18 و 27 دقیقه و 01 ثانیه
سلام داستان جالبی بود
مرتضی سلام خوشحالم که خوشتون اومده
سه شنبه 8 دی 1394 ساعت 20 و 14 دقیقه و 40 ثانیه
سلام عالی بود
مرتضی سلام
دوشنبه 8 مهر 1392 ساعت 15 و 46 دقیقه و 01 ثانیه
سلام خیلی داستان خوبی بود
مرتضی سلام.خوشحالم خوشت اومده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





 
 
بالای صفحه